کدام موتر ره گوشه کنیم؟




رو به افسر چاق و شکم-کشیده کرد که در چند قدمی اش ایستاده بود. با گوشهء چشم اش به موتری اشاره کرد که داشت سواری های شهر را جذب می کرد.

-         همی موتر را گوشه نکنیم؟



از رنگ رخ اش پیدا بود که تازه توظیف شده و راه بلد نیست. تخم چشمانش سفید، قرنیه اش سیاه و اندام سفت و ثابتی داشت. افسر چاق و شکم- کشیده در جوابش گفت:

-         نی نی، او موتر دولتی اش! او ره خوب می شناشم. مه ای مشیر را خوب می شناشم. میفامم که کدام موتر را گوشه کنیم.

-         کدام موتر ره گوشه کنیم، خـَی؟



افسر چاق و شکم کشیده، نسوارش را تف کرد و گفت:

-         بیا که مه جایش ره نشانت بتم. به شرطی که لحاظ مره هم داشته باشی!



معلوم می شد که افسر چاق و شکم کشیده، سنگِ سنگِ کوتهء سنگی را بلد باشد. با غرور و خَنتــُمایی خاص، چند قدم دورتر رفت و با انگشت شهادت اش به آنطرف تر اشاره کرد و گفت:

-         اونجه! اونجه، ایستادگاه موترای دایکندی اس. هر صبح، موترا از اونجه بارگیری می کنن. به اونجه سر بزن!

-         خوب، درسته!



این را گفتند و هردو پراکنده شدند و ...

0 comments:

Post a Comment

My Twitter Feed