صدای بُست در هلمند خفه شد



حق دسترسی به اطلاعات موثق، از حقوق بنیادی شهروندان می باشد. خبرنگاران، یکی از آن طیف افرادی اند که هم خود جویای واقعیت های پیدا و پنهان اجتماع می باشند و هم مردم را در دسترسی به اطلاعات یاری می رسانند. بنابر همین موضوع، موقعیت خبرنگاران باید نهایت مصئون باشند. خبرنگاران با در نظرداشت آنچه در بالا گفته شد، خود واقعیت اند و جویای حقیقت. اما، با گذشت هر روز، خبرنگارانِ بیشتر به صورت دوامدار گوشت دمِ توپ جناح های درگیر در جنگ و دست اندرکارانِ بازی قدرت بوده اند. از برادران ناراضِ رییس جمهور کرزی گرفته تا دوستان راضی و ناراض ایشان و همقطارانی که از کیک قدرت به نحوی سهم داشته اند، تا توانسته اند خبرنگاران را دست و پای شکسته اند و تا توانسته اند با مرگ به استقبال شان رفته اند. موارد خشونت علیه خبرنگاران در سال 2013 میلادی افزایش چشم گیری داشته است. بنابر گزارش ها، تعداد 76 مورد خشونت علیه خبرنگاران درین سال به ثبت رسیده است. این رقم برای سال 2012، مورد بود.

هنوز بیشتر از 20 صبا از آغاز سال 2014 نمی گذرد که شاهد فجیع ترین خشونت علیه خبرنگار می باشیم. معلوم می شود که این سال، در تداوم میراث سال 2013 کوتاهی نکرده است. 

نور احمد نوری، خبرنگاری از دیار خشونت خیزِ هلمند، یکی از نخستین قربانیان خشونت علیه خبرنگاران در سال 2014 می باشد. نور احمد نوری، از 5 سال به این سو با خبرگزاری های محلی در شهر لشکرگاه مثل رادیوی بُست و مطبوعات جهانی مثل نیویارک تایمز همکاری داشته است. خانواده نور احمد نوری می گوید که نور احمد ساعت ده قبل از ظهر لادرک می شود. شام همان روز، جسد بی جان نور احمد را داخل یک بوجی در منطقه شورمان لشکرگاه یافت می کنند. بنابر گزارش های مسئولین، نشانه هایی از خفه شدگی و زخم های چاقو بر تن این خبرنگار دیده می شود. پدر نور احمد نوری می گوید که آنها سابقهء دشمنی با کسی را نداشته اند. اگر آنچه که پدر نور احمد نوری می گوید درست باشد، قتل نور احمد نوری باید زنگ خطری باشد برای همه. زیرا، این قتل می تواند نشانه هایی از تداوم قتل های هدفمند خبرنگاران باشند.

قتل نور احمد نوری اولین موردی از قتل هدفمند روزنامه نگار نیست و معلوم می شود که این غایله را پایانی نیست. زیرا، نور احمد نوری، قربانی یک فرهنگ و قربانی یک تضاد است؛ فرهنگ اختفاء حقایق و تضاد منافع بازیگرانِ حوزهء سیاست و مردم. این فرهنگ و این تضاد منافع توام با بحران نا امنی، زمینه ساز رشد و گسترش خشونت علیه خبرنگاران می باشد. گروه های طالبان، باندهای مسلح غیر مسئول و آنانی که از کیک قدرت در افغانستان کنونی سهمی دارند، به محض اینکه منافع خویش را در خطر ببینند، به سادگی به خود اجازه می دهند که خبرنگاران را لت و کوب کرده و در بسا موارد، صدای شان را خفه کنند. عبدالصمد روحاني خبرنگار بي بي سي ، عبدالهادي همدرد خبرنگار تلويزيون هلمند، اجمل نقشبندي و ده ها قربانی یی خاموش این فرهنگ ناپسند، گذشته های تاریک عرصهء خبرنگاری در افغانستان می باشند.

تکان دهنده تر از همه، اما، سکوت مسئولین و عدم پیگرد قضایای خشونت علیه خبرنگاران می باشد. اقدامات مسئولین حکومتی نسبت به این فجایع از حد "محکومیت با شدیدترین الفاظ" و ایجاد "کمیسیون های حقیقت یاب" فراتر نرفته است. این که اقداماتی ازین قبیل، چقدر می تواند در مبارزه با فرهنگ مرسوم "اختفاء حقایق" موثریت داشته باشد، و تا چه حدی می تواند کلیدِ حل این تضاد منافع باشد، برهمه آشکار است.

0 comments:

Post a Comment

My Twitter Feed