دیده های مادرم


مادرم،
دیده هایش رآب کرد،
تا که آبدیده شویم.

و سالیان سال،
بر غلاف لحاف
گل کشید تا گل پوشیم....





ولی اکنون،
دیده هایش،
 خود، گل شده است.

0 comments:

Post a Comment

My Twitter Feed